اولتیماتوم رئیس‌جمهور ترامپ به آیت‌الله: لحظه‌ای تعیین‌کننده برای ایران

رئیس‌جمهور ترامپ به آیت‌الله و حلقه نزدیکان او مهلت دو ماهه‌ای داده است تا به خواسته‌های او تن دهند

برای آیت‌الله و هم‌دستانش، این اولتیماتوم واقعیتی تلخ را نشان می‌دهد که تقریباً هیچ گزینه قابل قبولی برای آن‌ها باقی نمانده است. به عنوان یک ایرانی-استرالیایی که عمیقاً نگران حقوق انسانی، دموکراتیک و شهروندی مردمم هستم—مردمی که مالکیت حاکم بر کشور و منابع آن را دارند—نتیجه خود موضوع ثانویه است. مسئله اصلی، برخورد اجتناب‌ناپذیر با رژیمی است که سال‌ها مردم خود را سرکوب کرده است. با این حال، از منظر نخبگان حاکم ایران، گزینه پیش روی آن‌ها یک سناریوی «مرگ یا مرگ» است.

سناریو اول: تسلیم شدن در برابر خواسته‌های ترامپ

اگر آیت‌الله خواسته‌های رئیس‌جمهور ترامپ را بپذیرد، این مذاکره سنتی نخواهد بود بلکه یک تسلیم کامل خواهد بود. این اقدام، آغازگر ایران جدیدی خواهد بود—ایرانی که در آن زندانیان سیاسی و عقیدتی و صنفی باید آزاد شوند و آزار و اذیت کسانی که حقوق پایه خود را طلب می‌کنند، پایان یابد. مردم خواهان رفراندوم برای قانون اساسی ایران خواهند شد که می‌تواند اساس جمهوری اسلامی، از جمله ولایت فقیه که پایه حکومت آیت‌الله است، را به چالش بکشد.

فراتر از حقوق انسانی و دموکراتیک، این اقدام به معنای بازپس‌گیری حقوق شهروندی اساسی مردم ایران نیز خواهد بود—حق حاکمیت مشروع آن‌ها بر کشور و منابع وسیع آن، که سال‌ها توسط نخبگان غیرمنتخب استثمار شده است. پایان جمهوری اسلامی، همان‌گونه که در ۴۵ سال گذشته وجود داشته، به یک واقعیت اجتناب‌ناپذیر تبدیل خواهد شد.

رژیم ممکن است تلاش کند تا زمان بگذرد و امیدوار باشد دوره ریاست‌ جمهوری ترامپ پایان یابد، اما این یک محاسبه غلط جدی است. نسل جدید ایرانیان بی‌وقفه در پی تغییر است. حتی اگر آیت‌الله فکر کند می‌تواند تا پایان دوره ترامپ صبر کند، توان مقابله با نیروی بی‌وقفه مردم ایران برای آزادی را ندارد. امکان بازگشایی سفارت آمریکا در تهران دیگر یک ایده دور از دسترس نیست—بلکه در افق قرار دارد.

سناریو دوم: مقاومت و تشدید تنش

گزینه جایگزین—رد خواسته‌های ترامپ و روی آوردن به تحریک—خود پیامدهای جدی و خطرناکی دارد. به نظر می‌رسد استراتژی آیت‌الله بسیج باقی‌مانده نیروهای نیابتی ایران، مانند حوثی‌ها در یمن و میلیشیاهای شیعه در عراق مانند حشد الشعبی باشد. با این حال، این رویکرد در حال حاضر با پاسخ‌های قاطع ایالات متحده، متحدان غربی آن و اسرائیل مواجه شده است.

همزمان، رژیم با موج جدیدی از تحریم‌های فلج‌کننده روبه‌رو خواهد شد—که احتمالاً سخت‌تر از هر چیزی است که تا کنون دیده شده است. اقتصاد ایران در حال فروپاشی است و ارز ملی به پایین‌ترین حد تاریخی رسیده است، نزدیک به یک میلیون ریال به ازای هر دلار آمریکا. تورم قدرت خرید ده‌ها میلیون ایرانی را نابود کرده و حتی مایحتاج اولیه مانند گوشت و مرغ نیز برای بسیاری غیرقابل تهیه شده است.

در جریان جشن‌های نوروز، مردم سراسر کشور فریاد زدند:
«تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود.»
این اعلام قدرتمند نشان‌دهنده درک فزاینده مردم ایران است که به عنوان صاحبان مشروع کشور خود، باید میهن خود را از دست یک دیکتاتوری غیرمنتخب پس بگیرند.

با گذر هر روز، کنترل آیت‌الله بر قدرت کاهش می‌یابد. چه از طریق تسلیم و چه مقاومت، سقوط جمهوری اسلامی اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد—تنها سوال این است که مردم ایران چقدر بیشتر باید رنج بکشند تا آن روز فرا برسد.

 

Comments

Popular posts from this blog

President Trump’s Ultimatum to the Ayatollah: A Defining Moment for Iran

What Comes Next for the Ayatollah?

Two Planes, One Regime: How the Islamic Republic Will End