آیا آرمان مردم ایران به پایان رسیده است؟
پاسخ من به آن سؤال قاطعانه «نه» است. تنها ۱۳ هفته پیش، در ۸ و ۹ ژانویه، دهها میلیون ایرانی در سراسر کشور به خیابانها آمدند. برای لحظهای کوتاه اما تعیینکننده، رژیم در تهران تا مرز فروپاشی پیش رفت. این یک اعتراض حاشیهای نبود؛ یک خیزش نسلی بود—جوان، مصمم و آشکارا در مخالفت با جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) که آن را حفظ میکند. واکنش رژیم هم قدرت و هم ترس آن را آشکار کرد. ظرف چند روز، اینترنت را قطع و ارتباطات را مسدود کرد و کشور را از جهان خارج جدا ساخت. آنچه در ادامه رخ داد، سرکوبی خشونتبار در مقیاسی بود که شاید تا سالها بهطور کامل روشن نشود. تعداد کشتهشدگان، زخمیها یا ناپدیدشدگان همچنان نامعلوم است. آنچه روشن است این است: رژیم نه به دلیل برخورداری از مشروعیت، بلکه به دلیل برخورداری از زور باقی ماند. این تمایز اهمیت دارد. امروز، چشمانداز ژئوپلیتیکی دوباره تغییر کرده است. از اواخر فوریه، ایالات متحده و اسرائیل یک کارزار نظامی را علیه زیرساختها و رهبری سپاه پاسداران تشدید کردهاند. چهرههای کلیدی حذف شدهاند. برخی دیگر، از جمله محمدباقر قالیباف—یک ژنرال س...